أبو ريحان البيروني ( مترجم : اكبر دانا سرشت )

294

آثار الباقيه ( فارسى )

گشتاسب ، تقديس مىكردند . باقيمانده‌هاى اين طايفه در حران سكنى دارند و بديشان حرانيه گفته مىشود و اين اسم منسوب به موضع و مسكن ايشان است و برخى گفته‌اند كه اين نام منسوب به هاران بن ترح مىباشد كه برادر ابراهيم است و او از ديگر رؤساى ايشان در دين پابرجاتر و متمسك‌تر بود و از اين قوم ابن سنكلاى نصرانى در كتابى كه نقض نحله ايشان را نموده است و پر از دروغ و اباطيل كرده چنين نقل مىكند كه ابراهيم از جمله هم‌كيشان اين گروه بود ولى از اين مسلك خارج شد زيرا كه در قلفه او برصى پيدا شد و هركسى كه اين مرض را بگيرد نجس است و ايشان با او مخالطه و آميزش نمىكنند پس بدين سبب ابراهيم قلفه خود را بريد يعنى ختنه كرد سپس داخل يكى از بيوت اصنام گرديد آوازى شنيد كه بت با او مىگفت اى ابراهيم تو از نزد ما با يك عيب خارج شدى و اكنون با دو عيب بازگشتى بيرون شو و دوباره بدين مكان مراجعت مكن . پس ابراهيم در خشم شده بتان را درهم شكست و از زمره صابئين خارج گشت سپس از كرده پشيمان شد و خواست بنابر عادتى كه ايشان در ذبح اولاد داشتند پسر خود را براى ستاره مشترى ذبح كند پس از اينكه كوكب مشترى صدق انابت او را دانست پسرش را به يك قوچ فدا گرفت . عبد المسيح بن اسحق كندى در جوابى كه از كتاب عبد اللّه بن اسمعيل هاشمى نوشته اينطور نقل مىكند كه اين دسته به ذبح بشر معروف‌اند ليكن امروز ايشان را آشكارا ميسر نمىشود . ما از ايشان بيش از اين نمىدانيم كه مردمى هستند كه خداوند را يگانه مىدانند و از قبايح تنزيه مىكنند و او را به سلوب متصف مىكنند نه به ايجاب مثل اينكه مىگويند محدود نمىشود و ديده نمىگردد و ستم نمىكند و جور نمىنمايد و حق تعالى را به اسماء حسنى مىخوانند ولى بطريق مجاز زيرا كه نزد